آیین نامه احوال شخصیه زرتشتیان ایران مصوب 1386/02/27
- تاریخ
- مصوب ۱۳۸۶/۰۲/۲۷
- بند
- ۶۹
- بازدید
- ۰
خواستگاری
۳ماده 1ـ از هر دختر یا زن زرتشتی، که شرط لازم برای زناشویی را داشته باشد، می توان خواستگاری کرد.
ماده 2ـ رضایت طرفین در زمینه خواستگاری و نامزدی شرط کافی برای پیمان زناشویی نیست.
ماده 3ـ وکالت دادن برای اجرای مراسم نامزدی و زناشویی در صورتی لازم است که حضور شخص موکل امکان نداشته باشد.
نامزدی
۸ماده 4ـ نامزدی را در زمانی می توان اجرا کرد که دختر چهارده سال تمام و پسر شانزده سال تمام داشته باشد.
ماده 5ـ پس از خواستگاری دختر یا زن و دریافت رضایت از او و والدینش می توان او را به نامزدی اختیار کرد.
ماده 6ـ مراسم نامزدی عبارت است از دو حلقه که پسر و دختر به دست یکدیگر می کنند و هدایایی که خانواده آنها به هم می دهند.
ماده 7ـ جایگاه نامزدی به مانند زناشویی نیست که پسر و دختر آزادی کامل در امر زناشویی داشته باشند.
ماده 8ـ پس از فسخ نامزدی هر یک از نامزدها، می توانند هدایایی را که خود یا والدین آنها به طرف دیگر داده، درخواست کنند و چنانچه هدایا موجود نباشد، قیمت زمان درخواست آنها دریافت خواهد شد.
ماده 9ـ در صورت فسخ نامزدی خساراتی که از جهت اعتماد در انجام زناشویی وارد آمده است، با تایید کارشناس، قابل دریافت است.
ماده 10ـ در موردی که قبل از اجرای مراسم زناشویی یکی از نامزدها از جهان درگذرد و از سوی نامزد دیگر و خانواده اش هدایایی که به عنوان نامزدی داده شده است می تواند درخواست شود، در صورتی که هدایا موجود نباشد قیمت زمان خرید هدایا دریافت خواهد شد مگر اینکه آن هدایا در سنت و آیین ها استفاده شده باشند.
ماده 11ـ مدت گذشت زمان دعاوی ناشی از فسخ نامزدی از تاریخ وقوع فسخ دو سال است.
حقوق و تکالیف زناشویی و شرح دارایی ها
۸ماده 12ـ پیش از آنکه دختر به سن شانزده سالگی و پسر به سن هیجده سالگی برسد اجرای مراسم زناشویی جایز نیست.
ماده 13ـ پیش از پیوند زناشویی، گواهی پزشک برای سلامت عروس و داماد از بیماری های تنی و روانی، واگیردار و آمیزشی، عدم اعتیاد به مواد مخدر و مشاوره ژنتیکی الزامی است.
ماده 14ـ اجرای مراسم زناشویی به روش دین مزدیسنی (زرتشتی) و با اجرای مراسم گواه گیری (عقد) توسط موبد و با حضور دست کم هفت نفر از اعضای خانواده و افراد زرتشتی که کمتر از بیست و پنج سال نداشته باشند انجام می یابد و با شنیدن پاسخ آری، و از روی خشنودی که عروس و داماد خواهند گفت، با ثبت در دفتر ازدواج زرتشتیان، پیوند زناشویی تکمیل خواهد شد.
ماده 15ـ اجرای مراسم زناشویی مادامی که دختر و پسر در سن کمتر از بیست و یک سالگی باشند علاوه بر خواست طرفین رضایت والدین پسر و دختر را نیز لازم دارد، در صورتی که یکی از والدین درگذشته باشد رضایت پدر و یا مادر زنده شرط خواهد بود و چنانچه از والدین هیچ یک زنده نباشند رضایت و اجازه جد و با نبودن آنها اجازه جده لازم است.
ماده 16ـ برای هر مرد زرتشتی بیش از یک زن و برای هر زن زرتشتی بیش از یک شوهر جایز نیست مگر در صورتی که همسر او درگذشته باشد یا جدایی برابر این آیین نامه روی داده باشد.
ماده 17ـ پس از آیین گواه گیری و پیوند زناشویی، روابط پس از ازدواج و حقوق و تکالیف زن و شوهر در برابر یکدیگر برقرار می گردد.
ماده 18ـ برای احترام به زندگی مشترک و اینکه عروس و داماد پس از مراسم زناشویی، در همه بخش های زندگی با یکدیگر شریک و همراه باشند، از این رو پس از تاریخ ثبت ازدواج ملزم به رعایت تبصره های زیر می باشند.
تبصره یک: دارایی که پسر یا دختر پیش از ازدواج خود داشته اند، متعلق به خودشان می باشد.
تبصره دو: دارایی که شوهر یا زن به صورت هدیه، جایزه، بخشش، ارث، وصیت و صلح به دست آورده اند جزو دارایی شخصی آنها به شمار می رود.
تبصره سه: هرگونه بدهی که پیش از ازدواج هر یک از شوهر و زن داشته باشند، مربوط به خود آنها است و در صورت توافق کتبی طرفین از دارایی مشترک پرداخت خواهد شد.
تبصره چهار: دارایی که شوهر و زن پس از ازدواج به تنهایی یا هر دو با کار و سرمایه گذاری به دست می آورند جزو اموال مشترک آنان خواهد بود.
ماده 19ـ سرپرستی خانواده در طول زندگی با شوهر بوده ولی پس از درگذشت و یا محجور و ممنوع یا غایب مفقودالاثر شدنش با زن وی است.
موارد و موانع زناشویی
۱ماده 20ـ زناشویی در میان خویشاوندان به شرح زیر ممنوع است:
الف : با پدر و اجداد و با مادر و جدات خود و همسر هر قدر بالا رود.
ب : با اولاد خود و همسر هر قدر پایین رود.
پ : با برادر و خواهر و اولاد آنان هر قدر پایین رود.
ت : با عموها و عمه ها، خالوها و خاله ها.
ث : فرزندخوانده با پدر و مادرخوانده و برادر و خواهر خوانده و اولاد خوانده خود و همسر هر قدر پایین رود.
مهریه
۱موارد امکان فسخ زناشویی یا طلاق
۱۶ماده 22ـ هرگاه به هنگام اجرای مراسم زناشویی زن و یا شوهر دیوانه بوده یا اختلال حواس داشته در صورتی که همسر و خانواده اش از جنون و اختلال حواس او آگاه نبوده است بر طبق تقاضای طرف دیگر ازدواج قابل فسخ است ولی چنانچه پس از زناشویی و آمیزش، زن جنون و یا بیماری درمان ناپذیری پیدا کند که توانایی انجام وظایف زناشویی را نداشته، مدت دو سال به طول انجامد و پزشکان قادر به درمان او نباشند شوهر به استناد گواهینامه پزشک قانونی و به شرط نگهداری و پرداخت هزینه زندگی زن خود مجاز به اختیار یک همسر دیگر خواهد بود و در صورت درگذشت شوهر، هر یک از دو همسر به شرح این آیین نامه در بخش ارث، به طور مساوی، از تمام دارایی شوهر، بهره مند خواهند شد.
تبصره ـ جنون (هر یک از زوجین) اگر بعد از مراسم ازدواج، حادث گردد و مدت دو سال، به طول انجامد و پزشکان قادر به درمانش نباشند، به استناد گواهی پزشک قانونی، از دلایل درخواست طلاق از جانب طرف دیگر خواهد بود.
ماده 23ـ هرگاه پس از ازدواج مشخص شود که شوهر یا زن یا هر دو توانایی بچه دار شدن نداشته و با چاره جویی مدت حداقل سه سال درمان نشود و پزشک قانونی گواهی دهد که هر کدام درمان پذیر نیستند، زن یا شوهری که درمان پذیر است، می تواند درخواست طلاق کند و چنانچه زن توانایی بچه دار شدن نداشته باشد، شوهر با اخذ رضایت زن خود می تواند همسر دیگری اختیار کند.
ماده 24ـ ابتلاء زن و یا شوهر، به هرگونه مواد مخدر با گواهی پزشک قانـونی، کـه به اساس زندگی خانوادگی آسیب وارد کند و ادامه زندگی برای طرف دیگر دشوار باشد، از دلایل طلاق برای همسر او می باشد.
ماده 25ـ در صورتی که شوهری به شرط تمکین زن در مدت دو سال مخارج زندگی را به زن خود نپردازد، در پی درخواست زن، طلاق مجاز است.
ماده 26ـ چنانچه اثبات شود که زن مرتکب زنا شده شوهر می تواند او را طلاق دهد و همچنین اگر ثابت شود با زن دیگر زنا کرده زن او می تواند درخواست طلاق نماید.
ماده 27ـ هرگاه ثابت شود که شوهر نسبت به زن خود به گونه یی ستم و بی رحمی روا داشته که خطر جانی، مالی و شرافتی داشته و ادامه زندگی آنان پس از اندرزهای بزرگترها و رسیدگی شورای حل اختلاف انجمن زرتشتیان محل سکونت میسر نباشد زن می تواند تقاضای طلاق کند و از شوهر خود جدا شود.
تبصره یک: در موردی که زن به کیفیت مذکور در ماده یاد شده حداکثر دو سال جدایی اختیار کرده و در منزل دیگری اقامت کند شوهر وظیفه دارد نسبت به درآمد خود و در خور شخصیت و احتیاج واقعی زن، مخارج او را در منزل جداگانه پرداخت کند.
تبصره دو: هنگامی که زن به کیفیت مذکور در ماده یاد شده بخواهد تقاضای طلاق کند تا تکلیف او با رأی دادگاه تعیین نشده است با نظر دادگاه می تواند در زمانی که پرونده او در دادگاه مطرح است منزل جداگانه اختیار کند و مخارج زندگی خود را به شرح ماده 27 تقاضا و اخذ کند.
تبصره سه: در مورد جدایی موقت زن به شرح ماده 27 و تبصره یک و دو باید مسکن او به رضایت طرفین اختیار شود و در صورت عدم توافق، تعیین آن با شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت و یا دادگاه خواهد بود.
ماده 28ـ اگر زنی نافرمان باشد و رفتار او، بیم خطر جانی، مالی و شرافتی برای شوهر داشته باشد که نتوان با اندرز یا رسیدگی شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت این پدیده را برطرف کرد بر حَسبِ درخواست شوهر طلاق پذیرفته می شود.
ماده 29ـ در صورت نبودن توافق اخلاقی بین زن و شوهر، که زندگی آنها، غیرممکن و غیرقابل تحمل باشد و بر حَسب درخواست طرفین، با نظر شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت آنان با تقاضای طلاق موافقت می شود.
ماده 30ـ اگر مردی زرتشتی، زن غیرزرتشتی داشته یا پس از ازدواج با زن زرتشتی، زن غیرزرتشتی انتخاب کند و حقیقت را پنهان کرده باشد، همسر زرتشتی او بعد از اطلاع می تواند تقاضای طلاق کنـد، شوهر مکلـف است یک دوم از کل دارایی خـود را به همسر زرتشتی پرداخت و انتقال دهد. در صورت عدم آگاهی و عدم طلاق در طول زندگی زناشویی، پس از درگذشت شوهر نیز یک دوم از کل دارایی شوهر متوفی به همسر زرتشتی انتقال داده خواهد شد.
ماده 31ـ هنگامی که زن یا شوهر از دین زرتشتی به آیین دیگری روی آورد موجبات طلاق بین آنها واقع شده و در این مورد طرفی که تَرکِ دین کرده وظیفه دارد در صورت طلاق یک دوم از کل دارایی خود را به طرف دیگر که در دین زرتشتی باقیمانده است پرداخـت و انتقـال دهد و در این صورت سرپرسـتی و تربیت فرزندان نیـز به هزینه مرد به عهده طرفی است که در کیش زرتشتی باقی مانده است.
ماده 32ـ هرگاه شوهر پنج سال پی در پی غیبت کند و خبری از زنده بودن او نرسد، به منزله غایب مفقودالاثر تلقی میشود و زن او می تواند درخواست طلاق کند.
ماده 33ـ هرگاه یکی از طرفین به موجب رأی قطعی دادگاه به پنج سال حبس محکوم و حکم مجازات در حال اجرا باشد، طرف دیگر می تواند، تقاضای طلاق کند.
ماده 34ـ هرگاه زن و شوهری به مدت 5 سال پی در پی از یکدیگر جدا زندگی کنند، به درخواست هر یک از طرفین می توانند تقاضای طلاق کنند.
ماده 35ـ در موقع طلاق هرگونه کالا و هدایایی که از طرفین تا آن زمان به طرف دیگر داده شده است متعلق به طرفی است که به او هدیه شده است.
ماده 36ـ طرفی که مقصر در مواد 24 و 25 و 26 و 27 و 28 و 30 و 31 و 33 شناخته شود از نصف دارایی به موجب تبصره 4 ماده 18 محروم خواهد شد و فقط اثاثیه، اموال و بقیه دارایی شخصی خود را دریافت می کنند.
ماده 37ـ پس از صدور حکم طلاق از دادگاه، و پرداخت حقوق طرفین برابر آیین نامه احوال شخصیه زرتشتیان، رویداد طلاق، (برابر مقررات ثبت احوال کل کشور)، در دفترخانه ویژه زرتشتیان ثبت خواهد شد.
در مورد فرزندان و نگهداری آنها
۴ماده 38ـ نگهداری فرزند، از حیث معاش و تربیت بر عهده والدین است و در صورت درگذشت یکی از والدین بر عهده آن دیگری که زنده است، خواهد بود.
ماده 39ـ در طول محاکمه بین زن و شوهر، در مورد طلاق، نسبت به نگهداری فرزند کمتر از 18 سال و یا در رحم، دادگاه ترتیبی عادلانه مقرر خواهد کرد و نیز در زمان صدور حکم طلاق، نسبت به نگهداری فرزند یا فرزندان کمتر از 18سال تمام، دادگاه، با توجه به نظر شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت در مورد صلاحیت هر یک از والدین تصمیم منطقی اتخاذ خواهد کرد.
ماده 40ـ به هنگام فوت پدر، در صورتی که فرزندی زیر 18سال داشته باشد، مادامی که مادر زنده است و شوهر دیگری اختیار نکرده، نگهداری و پرورش فرزند به عهده اوست در غیر این صورت جد پدری و چنانچه نباشد جد مادری و اگر از اجداد هیچ کدام نباشد با نظر شورای حل اختلاف زرتشتیان محل و رعایت مصلحت فرزند صغیر، دادگاه قیم را تعیین خواهد کرد.
ماده 41ـ در مورد درگذشت فرزند خانواده در صورتی که از خود به اندازه کافی دارایی کافی نگذاشته باشد چنانچه پدر زنده باشد نگهداری نوه بر عهده نامبرده خواهد بود و همچنین نسبت به همسر وی مادام که همسر اختیار نکرده است هرگاه پدر درگذشته باشد و سهم الارث فرزند درگذشته به اندازه ای نباشد که معاش و پرورش فرزند درگذشته و نگهداری همسر او کند با رعایت شرح فوق بر عهده مادر و چنانچه مادر او بی سرمایه یا درگذشته باشد بر عهده جد پدری است و در صورت درگذشت یا ناداری (عدم توانایی مالی) جد پدری بر عهده اولاد جد پدری است و نسبت به نگهداری همسر شخص درگذشته نیز اینچنین خواهد بود.
ولایت قهری و قیمومت
۲ماده 42ـ فرزندان کمتر از 18سال، تحت ولایت قهری پدر و در صورت فوت و یا محجور و ممنوع یا غایب مفقودالاثر شدن او تحت ولایت قهری مادر است (در صورتی که پس از درگذشت پدر، همسرش ازدواج نکرده باشد و یا محجور و ممنوع نشده باشد) و در صورت درگذشت هر دو یا درگذشت پدر و ازدواج بعدی مادر تحت ولایت قهری جد پدری خود می باشد در صورت نبودن ولی، قیم زرتشتی با نظر انجمن زرتشتیان محل سکونت صغار تعیین می شود و همچنین است نسبت به فرزند غیررشید یا سفیه یا دیوانه.
ماده 43ـ هر یک از پدر، مادر و اجداد به هنگام ولایت خود برای فرزند کمتر از 18 سال که تحت ولایت اوست می توانند نماینده ای رسمی تعیین کند تا پس از درگذشت او چنانچه ولی قهری موجود نباشد وصی شود.
فرزندخواندگی و پُل گذاری
۴ماده 44ـ تعیین فرزندخوانده که جایگزین فرزند حقیقی خواهد شد با رعایت مقررات زیر است:
الف ـ در موردی که زن و شوهری بی فرزند باشند می توانند با موافقت یکدیگر، از جامعه زرتشتی کسی را به عنوان فرزند خود برگزینند.
ب ـ هر مرد و زن زرتشتی که بالای 40 سال داشته باشد، می تواند از جامعه زرتشتی کسی را با موافقت انجمن زرتشتیان محل سکونت به عنوان فرزند خود برگزیند.
پ ـ هر کس فرزندخوانده اختیار کند آن فرزندخوانده وارث شخصی اوست و چنانچه ازدواج دیگری داشته باشد و فرزندی از او بوجود آید، فرزندخوانده نیز در ردیف یکی از فرزندان او خواهد بود و در حقوق و مقررات مانند یک فرزند حقیقی محسوب خواهد شد.
ت ـ پس از تعیین فرزندخوانده باید مراتب در دفتر انجمن زرتشتیان محل ثبت و به امضاء پدرخوانده و یا مادرخوانده و چهار تن گواه برسد و دفتر انجمن محل نیز باید گواهی نامه مبنی بر هویت و شناسایی فرزندخوانده صادر و به فرزندخوانده داده شود و مراتب باید در شناسنامه کسی که فرزندخوانده برگزیده است ثبت شود.
ماده 45ـ در قسمت بند ب از ماده 44 به هنگامی که زنِ بیوه یا شوهرِ بیوه، کسی را به فرزندی خود اختیار کند آن فرزندخوانده فقط وارث همان زن یا شوهر خواهد بود که او را به فرزندی خوانده است مگر در موردی که وارث زن یا شوهر که او را به فرزندی نخوانده نیز موافقت کند که همان شخص معین فرزندخوانده زن و شوهر هر دو به شمار می آید.
ماده 46ـ در موردی که فردی، بی فرزند از جهان درگذرد و فرزندخوانده هم نداشته باشد و وصیتی هم نکرده باشد، نزدیک ترین ورثه (ورثه قانونی) می تواند در صبح روز چهارم پس از مرگ، با حضور موبد و حضار، شخصی حقیقی را به سمت پُل گذاریِ شخصِ درگذشته معین کند و در این صورت، پُل گذاری، سِمَتِ فرزند حقیقی را خواهد داشت.
تبصرهـ صبح چهارم هنگام تعیین پل گذار باید گواهی نامه در سه نسخه تنظیم و به امضای ورثه، موبد و چهار تن گواه و سپس به گواهی انجمن زرتشتیان محل سکونت رسانیده و با ثبت در دفترِ انجمن یک نسخه از آن به پُل گذار تسلیم گردد.
ماده 47ـ در تعیین پُل گذار، بستگان نزدیک درگذشته، حق تقدم دارند و چنانچه درگذشته بستگانی نداشته باشد، از میان سایر زرتشتیان، شخصی را انتخاب می کنند.
تقسیم ارث
۱۵ماده 48ـ از دارایی بازمانده از درگذشته موارد زیر از وصیت ارث جدا می گردد.
1ـ مخارج خاکسپاری
2ـ مبلغی که برای اجرای مراسم دینی برای شخص درگذشته لازم است و یا برای درگذشتگانی که بر عهده درگذشته فعلی است.
3ـ قروض مسلم درگذشته.
4ـ مبلغی که برای صرف امور خیریه اختصاص داده باشد.
بقیه به عنوان دارایی خالص او محسوب و در اختیار ورثه قرار می گیرد.
ماده 49ـ در هنگامی که شخصی زرتشتی (اعم از زن و مرد) بدون وصیت نامه بمیرد، و از او پدر و مادر و همسر و فرزندانی بازمانده باشد، دارایی او به این نحو تقسیم خواهد شد:
نخست از کل دارایی خالص او با رعایت ماده 48، به هر یک از پدر و مادر، در صورتی که هر دو زنده باشند، یک دهم در غیر این صورت یک هشتم، سهم آنکه زنده است، داده می شود و نسبت به بقیه دارایی، سهم هر یک از ورثه، اعم از همسر و هر یک از فرزندان پسر و دختر مساوی خواهد بود.
تبصره 1ـ اگر در میان فرزندان متوفی فردی درمان ناپذیر شامل محجور، سفیه، مجنون یا معلولِ ناتوان وجود داشته باشد به اندازه دو برابر سهم الارث به او تعلق می گیرد.
تبصره 2ـ برای نگهداری و تأمین مخارج پدر و مادر یا اجداد، هر یک از ورثه به طور مساوی موظف به پرداخت مخارج آنها می باشند.
ماده 50ـ هنگامی که بر اثر حوادث، زن و شوهری با هم بمیرند، هیچکدام از یکدیگر ارث نمی برند، وراث هر یک از زن و شوهر به طور جداگانه از دارایی آنان ارث می برند.
ماده 51ـ هرگاه شخصی بدون تنظیم وصیت نامه، بدون همسر و فرزند، از جهان درگذرد، دارایی خالص او با رعایت ماده 49 بین پدر و مادر به طور مساوی تقسیم خواهد شد و در صورت زنده بودن یکی از آنها کلیه دارایی خالص به او می رسد و در صورت عدم تعیین پُل گذار و نبودن وراث طبقات اول به طبقات بعدی می رسد.
ماده 52ـ اگر فرزندی قبل از پدر و مادر فوت شده باشد پس از درگذشت پدر و مادر در موقع تقسیم ارث در صورتی که از آن فرزند درگذشته همسر و فرزندی باقی مانده باشد سهم فرزندی او به همسر و فرزندان وی تعلق خواهد گرفت و در صورت نداشتن فرزند، مطابق ماده 53 ارث می برد.
ماده 53ـ در موقع مرگ زن یا شوهر که همسری از او باقی باشد بدون آن که فرزندی از خود او مانده باشد، نصف دارایی او بدون وصیت نصیب همسری است که زنده باشد و نصف دیگر به پدر و مادر شخص درگذشته خواهد رسید و اگر هیچ یک زنده نباشند کلیه دارایی خالص به همسر او تعلق خواهد گرفت.
ماده 54ـ اگر در موقع فوت شوهری زن او آبستن باشد تقسیم ارث موکول به بعد از وضـع حمـل خواهد بـود و چنانچه بخـواهند دارایی را تقسیم کنند بـاید برای حمل، بهره مساوی به اندازه سهم دو فرزند کنار گذارند.
ماده 55ـ هرگاه زن یا شوهر یا هر دو ازدواج دیگری نیز فرزندی داشته باشند فرزند هر یک از آنها از نامادری و ناپدری خود ارث نمی برند.
ماده 56ـ کسی که به مناسبت فرزندخواندگی حق ارث بردن از پدر و مادری که او را به فرزندی خوانده اند پیدا کرده است این حق مانع از ارث بردن او از والدین و خویشاوندان حقیقی خود نخواهد بود.
ماده 57ـ وقتی که وراث درگذشته، منحصر به چند برادر و خواهر باشد، نسبت ارث هر یک از برادران و خواهران، به طور مساوی خواهد بود.
ماده 58ـ چنانچه فرزندخوانده قبل از فوت پدرخوانده یا مادرخوانده و یا پدر و مادر حقیقی او بمیرد که از او زن و فرزندی باقی نباشد نصف از دارایی او متعلق به پدر و مادر حقیقی و نصف دیگر به پدر و مادرخوانده و یا هر یک از آنها که سِمتِ فرزندخواندگی او را داشته است تعلق خواهد گرفت و اگر همسر و فرزندی از او باقی باشد، هر یک از پدر و مادرخوانده، و حقیقی یک دهم، اگر هر دو زنده باشند در غیر این صورت یک هشتم سهم هر یک که زنده باشد، خواهد بود و بقیه بین همسر و فرزندان، به طور مساوی تقسیم خواهد شد.
ماده 59ـ در صورتی که فرزندخوانده ای پس از فوت پدر و مادرخوانده از جهان درگذرد و از او زن و فرزندی باقی نباشد دارایی او بین پدر و مادر حقیقی یا وراث آنها تقسیم خواهد شد.
ماده 60ـ قتل از موانع ارث است، بنابراین کسی که مورث خود را از روی عمد بکشد، از ارث او محروم می شود.
ماده 61ـ اگر در میان وراث، غایبِ مفقودالاثری باشد سهم او به مدت 5 سال کنار گذارده می شود تا حال او معلوم گردد.
ماده 62ـ چنانچه یکی از ورثه مذکور در این آیین نامه تا هنگام فوت مورث زرتشتی خویش و یا پس از آن از دین زرتشتی خارج شود، ارث به او تعلق نمی گیرد.
وصیت
۶ماده 63ـ هر زرتشتی می تواند به موجب وصیت، اموال خود را میان ورثه و یا اشخاص دیگر تقسیم کند و یا برای امور خیریه دیگری که بخواهد پس از مرگ خود وصیت کند. تخلف از وصیت جایز نیست.
ماده 64ـ در صورتی که موصی بعد از وصیت فرزندان دیگری پیدا کند یا پس از درگذشت او حملی ظاهر شود و مسلم نباشد که موصی قصد محروم کردن فرزندان بعدی یا حمل را از ارث داشته به هر یک از آنها به قدر سهمی که با فرض نبودن وصیت، از تمام دارایی بهره ور می شده سهیم می گردند.
ماده 65ـ شخص زرتشتی نمی تواند وصی غیرزرتشتی برای بازماندگان خویش تعیین کند.
ماده 66ـ در صورت نبودن وصیت و ورثه ای از طبقات اول و دوم، کلیه دارایی های خالص درگذشته با رعایت ماده 49، بطور مساوی متعلق به طبقه سومی یعنی پدربزرگ و مادربزرگ اعم از پدری یا مادری (هر یک زنده هستند) خواهد بود. و در صورت زنده نبودن هیچ یک از آنها، تمام دارایی مابین طبقه چهارم، به طور مساوی تقسیم خواهد شد.
ماده 67ـ در صورتی که شخصی زرتشتی بدون تنظیم وصیت نامه بمیرد و وارثی نیز نداشتـه باشد و در صبح چهـارم، نیز پُل گذاری تعیین نگردد، تمـام دارایی درگذشتـه به انجمن زرتشتیان محل سکونت واگذار می شود، تا صرف امور مراسم دینی به نام درگذشته و امور خیریه زرتشتیان گردد.
ماده 68ـ در صورتی که انجمن زرتشتیانی در محل سکونت نباشد، در تمام مواردی که در این آیین نامه آمده است انجمن زرتشتیان تهران صالح خواهد بود.
ترتیب طبقات ارث
۱ماده 69ـ در طبقات وراث طبقه اول مقدم بر طبقه دوم و دوم مقدم بر سوم است و به همین نحو طبقات بعدی بشرح زیر:
طبقه اول ـ زن یا شوهر، فرزندان، پدر و مادر و فرزندزاده در مواردی که برابر این آیین نامه قائم مقام فرزندان درگذشته واقع می شوند.
طبقه دوم ـ برادر و خواهر درگذشته و فرزندان آنها هر قدر پایین برود.
طبقه سوم ـ جد و جده.
طبقه چهارم ـ عموها و عمه ها و خالوها و خاله ها و فرزندان آنها.
تبصره ـ با بودن هر یک از وراث درجات اول در طبقه دوم و چهارم، درجات بعدی از ارث محروم می گردند.