استعلام : در پروندهای که به صدور دادنامه غیابی منجر شده است، خوانده خارج از مهلت مقرر قانونی برای واخواهی و داخل در مهلت تجدیدنظرخواهی، بدون اعلام عذر موجه واخواهی نموده است. اولاً، آیا چن…
- تاریخ
- 1405/06/25
- مرجع
- اداره کل حقوقی قوه قضائیه · نظریات مشورتی سال 1405 ( اداره کل حقوقی قوه قضائیه )
- بازدید
- ۰
استعلام : در پروندهای که به صدور دادنامه غیابی منجر شده است، خوانده خارج از مهلت مقرر قانونی برای واخواهی و داخل در مهلت تجدیدنظرخواهی، بدون اعلام عذر موجه واخواهی نموده است. اولاً، آیا چنین دعوایی باید وفق تبصره 3 ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 به منزله تجدیدنظرخواهی تلقی و به دادگاه تجدیدنظر ارسال شود و یا آنکه واخواهی تلقی شده و قرار رد واخواهی صاد…
استعلام : در پروندهای که به صدور دادنامه غیابی منجر شده است، خوانده خارج از مهلت مقرر قانونی برای واخواهی و داخل در مهلت تجدیدنظرخواهی، بدون اعلام عذر موجه واخواهی نموده است. اولاً، آیا چنین دعوایی باید وفق تبصره 3 ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 به منزله تجدیدنظرخواهی تلقی و به دادگاه تجدیدنظر ارسال شود و یا آنکه واخواهی تلقی شده و قرار رد واخواهی صادر شود؟ ثانیاً، در صورت پذیرش دیدگاه دوم، مهلت تجدیدنظر خواهی معترض به رأی از چه زمانی است؟ زمان ابلاغ رأی غیابی؛ زمان ابلاغ قرار رد واخواهی و یا زمان قطعیت قرار رد واخواهی؟ نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه : اولاً، با توجه به اطلاق تبصره 3 ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، تقدیم دادخواست خارج از مهلت واخواهی بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدید نظر مطابق مقررات مربوط به آن مرحله است؛ بنابراین، چنانچه محکومعلیه در مهلت تجدید نظر نسبت به رأی که قابل تجدید نظر است، دادخواست واخواهی تقدیم کند، موجبی برای صدور قرار رد دادخواست واخواهی به لحاظ سپری شدن مدت واخواهی نبوده و باید تجدید نظرخواهی تلقی شود؛ اما چنانچه حکم به محکومعلیه غایب ابلاغ واقعی نشده باشد و محکومعلیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رأی باشد، با توجه به قسمت اخیر تبصره یک ماده 306 قانون یادشده، دادگاه باید ابتدا در مورد ادعای وی مبنی بر عدم اطلاع از مفاد رأی، رسیدگی و حسب مورد قرار رد یا قبولی دادخواست واخواهی را صادر کند. ثانیاً، با توجه به مراتب پیشگفته، پاسخ به این پرسش منتفی است.